کابل کشی شبکه یکی از مهمترین بخشهای زیرساخت فناوری اطلاعات است که ارتباط میان دستگاههای مختلف در یک شبکه را برقرار میکند. استاندارد کابل کشی شبکه، راهنماییهای دقیق و اصولی است که برای انجام کابل کشی بهطور اصولی و بهینه به کار میروند. رعایت این استانداردها نه تنها عملکرد سیستم شبکه را بهبود میبخشد بلکه موجب افزایش طول عمر تجهیزات و کاهش مشکلات فنی در آینده خواهد شد. در این مقاله به بررسی استاندارد کابل کشی شبکه، استاندارد کابل کشی دیتا سنتر و اصول انجام کابل کشی میپردازیم.
استاندارد کابل کشی شبکه چیست؟
استاندارد کابل کشی شبکه مجموعهای از قواعد و دستورالعملها است که برای نصب و نگهداری کابلها و اتصالات شبکه در یک ساختمان یا دیتاسنتر استفاده میشود. این استانداردها برای اطمینان از عملکرد صحیح شبکه، به حداقل رساندن مشکلات ارتباطی و کاهش هزینههای نگهداری ضروری هستند. بهویژه در محیطهایی مانند دیتاسنترها که حجم بالایی از دادهها و تجهیزات شبکه وجود دارد، رعایت این استانداردها اهمیت ویژهای دارد.
استاندارد کابل کشی دیتاسنتر
در طراحی و اجرای کابل کشی در دیتاسنتر، استانداردهای خاصی وجود دارد که برای اطمینان از کارکرد مناسب و امن سیستم شبکه به کار میروند. یکی از مهمترین این استانداردها، استفاده از کابلهای مناسب برای اتصال سرورها، تجهیزات شبکه و سایر دستگاهها است. دیتاسنترها معمولاً به دلیل تعداد بالای تجهیزات و اتصالات پیچیده، نیاز به سیستمهای کابل کشی پیشرفته و با کیفیت دارند. در این محیطها، علاوه بر انتخاب کابلهای مناسب، نحوه مرتبسازی، نصب و محافظت از کابلها نیز باید مطابق با استانداردهای تعیینشده باشد.
دو نوع اصلی کابلکشی وجود دارد: ساختیافته و غیرساختیافته.
-
کابلکشی ساختیافته (Structured): یک رویکرد استاندارد است که از انواع مشخصی کابل مثل کابلهای مسی زوجتابیده و کابلهای فیبر نوری به همراه پنلهای پچ منظم استفاده میکند تا زیرساختی مقیاسپذیر و قابلاعتماد ایجاد شود. این روش بهویژه برای محیطهای پرتراکم مناسب است، چون نگهداری و ارتقای شبکه را آسان میکند.
-
کابلکشی غیرساختیافته (Unstructured): در این روش دستگاهها بدون یک برنامهریزی مشخص به هم وصل میشوند که نتیجهاش یک وضعیت شلوغه و بهسختی مدیریتپذیر است و میتواند مشکلات عملکردی برای شبکه به وجود بیاورد.
اصول کابل کشی شبکه
کابل کشی شبکه نیازمند رعایت اصول خاصی است تا شبکه بتواند با کارایی و سرعت مطلوب عمل کند. برخی از اصول اساسی در کابل کشی شبکه عبارتند از:
- انتخاب صحیح کابلها: برای شبکههای مختلف، نوع کابل (مانند کابلهای مسی یا فیبر نوری) باید متناسب با نیاز و کاربرد انتخاب شود. برای مثال، در اتصال بین سرورهای یک دیتاسنتر یا انتقال دادههای حجیم، استفاده از کابلهای فیبر نوری توصیه میشود.
- تفکیک و دستهبندی کابلها: کابلها باید بهگونهای نصب شوند که از تداخل سیگنالهای الکتریکی و کاهش عملکرد شبکه جلوگیری شود. این تفکیک معمولاً با استفاده از داکتها یا شیارهای مخصوص انجام میشود.
- پایداری و ایمنی: در کابل کشی شبکه، باید به ایمنی کابلها توجه ویژهای داشت. استفاده از کابلهای ضد آتش و نصب مناسب برای جلوگیری از ایجاد مشکلات در شرایط اضطراری بسیار مهم است.
- نگهداری و تست دورهای: پس از نصب کابلها، باید برای اطمینان از عملکرد صحیح آنها، تستهای دورهای انجام شود. این تستها معمولاً شامل بررسی اتصالات و اندازهگیری سرعت انتقال داده است.
استانداردهای اصلی کابلکشی دیتاسنترها
استانداردهای صنعتی کابلکشی مراکز داده، هم ایمنی را تضمین میکنند و هم مبنایی برای ساخت یک زیرساخت یکپارچه فراهم میآورند. در عین حال، این استانداردها راهنماییهایی برای حفظ کارایی بالا در چند سال آینده ارائه میدهند. 4 استاندارد رایج عبارتند از:
استاندارد TIA/EIA-568
این استاندارد، الزامات برای نصب کابلهای شبکه در محیطهای تجاری را مشخص میکند. نسخههای مختلفی مانند TIA-568-A و TIA-568-B وجود دارند که بیشتر بر نوع کابل (مانند کابلهای twisted-pair) و اتصالات تمرکز دارند. این استاندارد بهویژه در آمریکای شمالی کاربرد دارد.
استاندارد ISO/IEC 11801
این استاندارد بینالمللی، الزامات کلی برای کابلکشی شبکههای محلی را مشخص میکند. شامل انواع مختلف کابلها، از جمله کابلهای مسی و فیبر نوری است و در کشورهای اروپایی بهکار میرود.
استاندارد TIA-942
استاندارد TIA-942 بهویژه برای مراکز داده طراحی شده است و الزامات دقیقی برای طراحی و پیادهسازی دیتاسنترهای ایمن، کارآمد و قابلاعتماد ارائه میدهد. این استاندارد شامل مواردی مانند ایمنی فیزیکی، قابلیت اطمینان، مدیریت انرژی، تهویه مطبوع، سیستمهای برق و مکانیکی، سیستمهای مدیریت دیتاسنتر و سیستمهای کابلکشی است.
استاندارد BICSI 002
استاندارد BICSI 002 توسط انجمن صنعت سیستمهای ارتباطات ساختمانی (BICSI) تدوین شده است و بر روی زیرساختهای فیزیکی دیتاسنتر، از جمله کابلکشی، قفسهبندی و سیستمهای برق متمرکز است. این استاندارد برای اطمینان از عملکرد ایمن و کارآمد زیرساخت شبکه طراحی شده است و به سازمانها کمک میکند تا از هزینههای تعمیر و نگهداری و خرابیها جلوگیری کنند.
کابلکشی در مرکز داده مطابق استانداردهای TIA-568 و ISO-11801 از طریق استانداردهای ISO 24764، CENELEC EN 50173-5 و TIA-942 تحت پوشش و پیکربندی قرار میگیرند. این استانداردها موضوعات و سرفصلهای مشابهی را پوشش میدهند و گزینههای زیادی برای کابلکشی در دیتا سنترها را ارائه میدهند.
CSF چیست و چگونه در کابل کشی شبکه نقش دارد؟
CSF که مخفف عبارت “Cabling Standard Framework” به معنای چارچوب استاندارد کابل کشی است، یک استاندارد جامع برای کابل کشی در سازمانها و دیتا سنترها میباشد. CSF شامل مجموعهای از دستورالعملها است که به طراحان و مجریان کمک میکند تا فرآیند نصب و نگهداری کابلها را به بهترین نحو انجام دهند. این استاندارد برای کابل کشی دیتا سنتر و همچنین اتصال تجهیزات شبکه، مانند سرورهای اختصاصی ایران و دیگر زیرساختها، کاربرد دارد.
درک معماری کابلکشی
بعد از اینکه بهترین شیوهها در نظر گرفته شدند و کابل مناسب انتخاب شد، نوبت به نصب میرسد. این مرحله شامل تدوین یک طرح جامع و انتخاب رویکرد درست بر اساس معماری موردنیاز است، مثل:
کابلکشی Top-of-Rack (ToR): در این معماری کابلها از هر سرور یا دستگاه شبکه به یک رک مرکزی کشیده میشوند. این روش نصب و مدیریت تجهیزات را سادهتر میکند و برای استقرارهای پرتراکم در مراکز داده بسیار مناسب است.
کابلکشی End-of-Row (EoR): این معماری اتصالات چند رک ToR را در یک پنل پچ یا سوئیچ مرکزی تجمیع میکند. نتیجه آن مدیریت بهینه کابلها و کوتاهتر شدن طول کابلهاست که باعث افزایش کارایی شبکه میشود.
کابلکشی Middle-of-Row (MoR): گزینهای مناسب برای مراکز داده با اندازه متوسط است. در این روش، سوئیچها یا پنلهای پچ در میانه ردیف رکها قرار میگیرند و تعادلی بین مدیریت کابل و کاهش طول کابل ایجاد میکنند.
کابلکشی متمرکز (Centralized): در این معماری تمام کابلهای شبکه و ارتباطی در یک نقطه مرکزی تجمیع میشوند. این روش معمولا در محیطهای اداری کوچک استفاده میشود و نگهداری و توسعه را با استفاده از سیستم کابلکشی ساختیافته آسانتر میکند.
بدون توجه به اینکه کدام روش نصب انتخاب شود، مدیریت و برچسبگذاری کابلها بسیار ضروری است. کابلها باید مسیرها و گذرگاههای مشخصی داشته باشند تا امکان بازرسی و تعمیر بدون ایجاد اختلال فراهم شود. همچنین، در صورت نیاز باید از تکنیکهای شیلدینگ (محافظت در برابر تداخل) استفاده کرد. برچسبگذاری کابلها در نقاط اصلی و در هر دو انتهای مبدا و مقصد به کاهش سردرگمی و جلوگیری از خطاهای احتمالی کمک زیادی میکند.
رایجترین انواع کابلکشی شبکه
1. کابلهای فیبر نوری
کابلکشی فیبر نوری یکی از ارکان اصلی مراکز داده مدرن است که زیرساخت لازم برای انتقال دادههای پرسرعت در فواصل طولانی را بدون آسیبپذیری در برابر تداخلات الکترومغناطیسی فراهم میکند. به دلیل ظرفیتهای بالای پهنای باند و قابلیت اطمینان بالا، این کابلها در سیستمهای کابلکشی ساختیافته نقشی کلیدی ایفا میکنند.
کابل فیبر نوری تکحالته (SMF)
فیبر نوری تکحالته برای ارتباطات مسافت طولانی طراحی شده است. هسته کوچک این کابل به نور اجازه میدهد که بهصورت مستقیم در فیبر حرکت کند بدون اینکه زیاد منعطف شود، که موجب افزایش کارایی و جلوگیری از از دست دادن دادهها میشود. این نوع کابل برای ارتباطات در فواصل طولانی مناسب است.
کابل فیبر نوری چندحالته (MMF)
این نوع کابل برای فواصل کوتاهتر طراحی شده و از هستهای بزرگتر استفاده میکند که به نور این امکان را میدهد که از مسیرهای مختلفی در داخل فیبر عبور کند. این ویژگی باعث میشود که برای انتقال دادهها در محیطهای مراکز داده با فاصلههای کوتاه و نیاز به حجم بالای دادهها گزینه مناسبی باشد.
فیبر نوری OM3 چندحالته
فیبر OM3 برای انتقال مبتنی بر لیزر بهینه شده است. این فیبر پهنای باند بیشتری نسبت به فیبرهای چندحالته استاندارد ارائه میدهد و سرعت 10 گیگابیت در ثانیه را تا فاصله 300 متر پشتیبانی میکند. این یک راهکار مقرونبهصرفه برای اکثر مراکز داده مدرن است که بر کارایی انرژی و هزینه تاکید دارد.
فیبر نوری OM4 چندحالته
فیبر OM4 قابلیتهای OM3 را گسترش میدهد و از فاصلههای بیشتری (تا 550 متر) پشتیبانی میکند. این نوع فیبر برای شبکههای پرسرعت در مراکز داده با تراکم بالای تجهیزات و نیاز به عملکرد بیوقفه استفاده میشود.
فیبر نوری OM5 چندحالته
OM5 جدیدترین استاندارد فیبر نوری چندحالته است که توانایی پشتیبانی از پهنای باند بالا و انتقال داده از چندین طول موج را دارد. این ویژگی باعث افزایش ظرفیت کانالها و بهبود عملکرد سیستمهای کابلکشی فیبر نوری در طراحیهای پیشرفته مراکز داده میشود.
کابلهای MTP/MPO
کابلهای MTP/MPO دارای چندین کانکتور فیبر در یک کانکتور واحد هستند که راهحلی پرچگال و انعطافپذیر برای نصب سادهتر و بهبود جریان هوا در سیستمهای مدیریت کابل مراکز داده ارائه میدهند. این کابلها بهویژه برای حفظ آپتایم و تسهیل تغییرات سریع در معماری شبکه بسیار ضروری هستند.
2. کابلهای مسی
کابلهای مسی انتخاب سنتی برای کابلکشی مراکز داده هستند که به دلیل هزینهمقرونبهصرفه و قابلیت اطمینان در انتقال سیگنالهای الکتریکی محبوبیت دارند. این کابلها برای ارتباطات مخابراتی و شبکهها در سیستمهای کابلکشی ساختیافته استفاده میشوند، جایی که طول کابلها و نوع اتصالات باید مطابق با استانداردهای از پیش تعیینشده باشد تا از مشکلات گرانقیمت اتصال جلوگیری شود.
کابلهای زوجتابیده
این نوع کابلها شامل انواع UTP و STP هستند و معمولا در شبکههای اترنت استفاده میشوند. این کابلها به دلیل توانایی کاهش تداخلات الکترومغناطیسی و حفظ یکپارچگی سیگنال در فواصل طولانی ترجیح داده میشوند.
کابلهای کواکسیال
کابلهای کواکسیال برای مواقعی که سیگنالهای الکتریکی با فرکانس بالا مورد نیاز است، مانند اتصالات اینترنت و شبکههای تلویزیون کابلی، استفاده میشوند. طراحی این کابلها به کاهش افت سیگنال و حفظ نیازهای پهنای باند کمک میکند.
3. کابل Ground
کابلکشی Ground برای تضمین ایمنی و پایداری سیستم در هر طراحی مرکز داده حیاتی است. این کابلها به محافظت از تجهیزات حساس در برابر افزایش جریان الکتریکی کمک کرده و ولتاژ را در تمام زیرساخت مرکز داده تثبیت میکنند.
کابل کشی Ground برای جلوگیری از آسیب به تجهیزات و کاهش هزینههای عملیاتی از طریق کاهش خطرات الکتریکی ضروری است.
4. کابلهای برق AC/DC
کابلهای برق AC و DC برای توزیع برق به تمام اجزای الکترونیکی در مراکز داده ضروری هستند. انتخاب کابلهای AC یا DC معمولا بستگی به نوع تجهیزات و نیازهای خاص برق مرکز داده دارد.
-
کابلهای برق AC: معمولا برای اتصال به منبع اصلی برق و توزیع برق در سراسر مرکز داده استفاده میشوند.
-
کابلهای برق DC: بیشتر در تجهیزات مخابراتی استفاده میشوند و به دلیل کارایی بالاتر و کاهش خطر از دست دادن برق در سیستمهای بحرانی محبوبتر هستند.
نتیجهگیری
استاندارد کابل کشی شبکه برای عملکرد بهینه و ایمن شبکههای ارتباطی، بهویژه در محیطهایی مانند دیتاسنترها، ضروری است. رعایت این استانداردها نهتنها باعث کاهش مشکلات فنی در آینده میشود، بلکه هزینههای نگهداری را نیز به حداقل میرساند. با توجه به اصول و دستورالعملهای استاندارد کابل کشی، به راحتی میتوان از شبکههایی پایدار، امن و با عملکرد عالی بهرهمند شد.







