اتوماسیون گردشکار برای سازمانها و کسبوکارها در حال تبدیل شدن به یک ابزار ضروری است. برای شرکتهای در حال رشد که میخواهند از تکرار کارهای دستی و هدر رفت وقت و توان نیروی کار جلوگیری کنند، اتوماسیون یک ضرورت رقابتی است. فرآیندهای دستی که توسط نیروی انسانی انجام میشوند ممکن است منجر به خطا و ریسک امنیتی شوند. رهبران تیمهای فنی در شرکتهای مختلف به دنبال ابزار بهترین ابزار AI Automation هستند که بتواند بهسرعت مقیاس پیدا کند و زیرساختهای داده، هوش مصنوعی و برنامهها را بهصورت یکپارچه به هم متصل کنند. در ادامه به معرفی تعدادی از بهترین ابزارهای اتوماسیون هوش مصنوعی میپردازیم.
Zapier
بسیاری Zapier را بهترین ابزار AI Automation میدانند. این ابزار پیشگام ادغام بدون کد برای برنامههای وب است. Zapier برای بیش از یک دهه، به ویژه در سازمانهای کوچک تا متوسط، یک راهحل پرکاربرد بوده و بسیاری از تیمهای سازمانی از آن برای اتوماسیونهای سریع استفاده میکنند. این یک پلتفرم ابری کلوزدسورس است که در این مقاله به عنوان یک مبنا برای مقایسه با جایگزینهای اپنسورس و کلوزدسورس استفاده خواهد شد.
اکوسیستم ادغام گسترده
ارزشمندترین دارایی Zapier، تعداد بسیار زیاد برنامههای پشتیبانیشده آن است؛ بیش از ۷۰۰۰ برنامه و سرویس تا سال ۲۰۲۵، که بزرگترین عدد در میان هر ابزار اتوماسیون هوش مصنوعی دیگر است. اگر یک برنامه دارای API وب باشد، به احتمال زیاد Zapier با آن ادغام میشود. این اکوسیستم گسترده به این معنی است که کاربران غیرفنی میتوانند تقریبا هر چیزی (CRM، ایمیل، پایگاههای داده، ابزارهای مدیریت پروژه، رسانههای اجتماعی و…) را در عرض چند دقیقه از طریق تریگرها و عملگرهای پیشساخته متصل کنند.
سادگی برای کاربران نهایی
«وقتی X اتفاق میافتد، Y را انجام بده»؛ Zapier این الگوی اتوماسیون را فراگیر کرد. ایجاد یک «Zap» شامل انتخاب یک تریگر (رویدادی در برنامه A) و یک یا چند عمل (در برنامه B، C، …) است. رابط کاربری زپیر بسیار قابلفهم بوده و برای دپارتمانهای جداگانه که کارهای خود را بدون تحمیل بار بر بخش IT خودکار میکنند، ایدهآل است. به عنوان مثال، تیمهای مارکتینگ ممکن است از Zapier برای اتوماسیون هدایت لیدها از فرمهای وب به Salesforce و سپس به اعلانهای Slack استفاده کنند، همه این موارد بدون نوشتن یک خط کد اتفاق میافتند.
محدودیتها
Zapier با تمام آسانیاش، محدودیتهایی دارد که رهبران فنی سازمانها نسبت به آنها محتاط هستند. محل و کنترل دادهها یکی از این موارد است. تمام دادهها از طریق ابر Zapier عبور میکنند، که میتواند باعث ایجاد نگرانی برای محدودیت انطباق شود. همچنین یک هزینه بزرگ وجود دارد: قیمتگذاری Zapier بر اساس تعداد اجراها و کانکتورهای پولی طبقهبندی میشود، که میتواند در مقیاس بالا بسیار پرهزینه شود. این ابزار برای گردشکارهای ساده عالی است و از آن سو میتواند برای منطق پیچیده دست و پا گیر باشد (به دلیل شاخهبندی شرطی محدود، وجود نداشتن حلقهها به جز از طریق راهحلهای غیررسمی و…). به طور خلاصه، برای هماهنگسازیهای بسیار پیچیده یا ادغامهای درمحل، زپیر گزینه مناسبی نیست.
نقش سازمانی
بسیاری از شرکتها همچنان از Zapier برای کاری که در آن بهترین است، استفاده میکنند: بردهای سریع و نمونهسازی. بسیاری از آزمایشگاههای نوآوری یا دپارتمانهای مختلف از Zapier برای پیادهسازی اولیه کانسپت یک اتوماسیون استفاده میکنند. با گذشت زمان، بخش IT میتواند این اتوماسیونها را برای پروداکشن به پلتفرمهای قویتر و با میزبانی شخصی (مانند ابزارهای متنبازی که در ادامه معرفی میکنیم) منتقل کند. با این حال، Zapier همچنان در حال تکامل است؛ ویژگیهایی مانند Zapهای چند مرحلهای و برخی ابزارهای داخلی هوش مصنوعی اخیرا به آن اضافه شده تا همچنان جایگاه خود را در بازار حفظ کند. این ابزار همچنان معیاری برای سهولت استفاده در اتوماسیون باقی میماند. این ابزار همچنان بهعنوان معیاری برای سهولت استفاده در اتوماسیون شناخته میشود. رهبران تیمهای فنی اغلب خود را موظف میبینند که سادگی نزدیک به زپیر را بدون نقاط ضعف آن ارائه دهند و همین موضوع نیروی محرکه اصلی برای پذیرش جایگزینهای اپنسورس مانند ابزار n8n و Activepieces در بازار بوده است.
n8n
n8n یک پلتفرم خودکارسازی جریان کاری متنباز است که اغلب به عنوان یک جایگزین متنباز برای Zapier و حتی بهترین ابزار AI Automation توصیف میشود. این پلتفرم یک رابط کاربری low-code با ویرایشگری مبتنی بر گره برای اتصال صدها برنامه و سرویس ارائه میدهد. با بیش از 70 هزار ستاره در GitHub و یک جامعه بزرگ، n8n به سرعت به یکی از محبوبترین ابزارهای خودکارسازی برای تیمهای فنی تبدیل شده است.
ویژگیهای متنوع
n8n بیش از 400 اتصال از پیش ساختهشده و یک اکوسیستم فعال از گرههای مشارکتی جامعه برای اتصالات بیشتر ارائه میدهد. این پلتفرم از منطق پیشرفته مانند جریانهای شرطی، انشعابها و مدیریت خطاها پشتیبانی میکند و این امکان را برای خودکارسازیهای پیچیده فراهم میکند. به طور منحصر به فرد، n8n این امکان را به شما میدهد که در صورت لزوم کد سفارشی (جاوااسکریپت/پایتون) را درون جریانهای کاری تزریق کنید و ترکیبی از سهولت بدون کد و انعطافپذیری حرفهای کد را ارائه میدهد.
استقرار
انعطافپذیری در استقرار یکی از مزایای اصلی این پلتفرم است. شما میتوانید n8n را روی زیرساخت خود میزبانی کنید تا حریم خصوصی دادهها حفظ شود یا از سرویس ابری n8n استفاده کنید. این پلتفرم تحت مجوز Fair-Code است، به این معنی که ویژگیهای اصلی آن منبع باز و رایگان برای افراد یا استفادههای خاص است، در حالی که نسخه سازمانی پرداختی ویژگیهای ویژه را باز میکند. این مدل باعث رشد یک جامعه پویا و در عین حال توسعه پایدار شده است.
استفاده در سازمانها
رهبران فنی قدردان این موضوع هستند که n8n «بومی هوش مصنوعی» و قابل گسترش است. به روزرسانیهای اخیر امکانات هوش مصنوعی (مثل گرههای بومی برای OpenAI) را به جریانهای کاری اضافه کردهاند. شرکتها از n8n برای طیف وسیعی از وظایف استفاده میکنند، از عملیات IT (استخدام خودکار کارکنان با تنظیم حسابها) گرفته تا فروش و بازاریابی (همگامسازی CRM، ایمیلها و پایگاه دادهها) تا DevOps (خودکارسازی اطلاعرسانی CI/CD). انعطافپذیری و پشتیبانی قوی از جامعه آن را به انتخاب اصلی تبدیل کرده است وقتی که به یک ابزار خودکارسازی نیاز دارید که بتواند با نیازهای سازمان شما رشد کند.
Windmill
Windmill یک ابزار اپنسورس جدید است که مرز بین اتوماسیون low-code و کد حرفهای را کمرنگ میکند. Windmill که توسط Y Combinator و دیگر فعالان این حوزه پشتیبانی میشود، خود را به عنوان یک «پلتفرم توسعهدهنده و موتور گردشکار» برای ساخت سریع ابزارهای داخلی و اتوماسیونها معرفی میکند. این ابزار به مهندسان اجازه میدهد اسکریپتها را به گردشهای کار در سطح پروداکشن تبدیل کنند و از مزایایی چون رابطهای کاربری (UI) و APIهای جنریت شده بهطور خودکار بهرهمند شوند.
رویکرد توسعهمحور
برخلاف ابزارهای بصری، Windmill به شما اجازه میدهد اسکریپتها را در چندین زبان (پایتون، تایپاسکریپت، Go و غیره) بنویسید و سپس آنها را از طریق یک ویرایشگر بصری (DAG editor) به گردش کار تبدیل کنید. این یعنی میتوانید از کدها یا الگوریتمهای موجود استفاده و آنها سازماندهی کنید؛ بدون نیاز به ساخت یک برنامه کامل از صفر. این ابزار به راحتی اسکریپتهای شما را به قابلیتهای زمانبندی، نظارت و رابط کاربری مجهز میکند. به عنوان مثال، یک دیتا ساینتیست میتواند یک اسکریپت پایتون برای پاکسازی دادهها را در عرض چند دقیقه به یک کار زمانبندیشده با یک فرم وب برای پارامترها تبدیل کند.
ویژگیهای کلیدی
Windmill بر اطمینان و مقیاسپذیری تاکید دارد. این ابزار ادعا میکند که بهترین ابزار AI Automation در زمینه سرعت هماهنگسازی کارها بوده و قابلیت میزبانی شخصی و نظارت بالا دارد. گردشکارها روی یک موتور توزیعشده با قابلیتهای ثبت لاگ و کنترل مجوز اجرا میشوند. همچنین در صورت نیاز، یک سازنده اپلیکیشن low-code برای ایجاد رابطهای کاربری سفارشی وجود دارد. در عمل تیمها از Windmill برای ساخت داشبوردهای داخلی، خودکارسازی پایپلاین داده، مدیریت CronJobها و موارد دیگر در قالب یک پلتفرم استفاده میکنند.
استقرار و جامعه
Windmill از نظر زمان راهاندازی شاید بهترین ابزار AI Automation باشد؛ میتوانید آن را در حدود ۳ دقیقه به صورت شخصی میزبانی کنید (به کمک داکر، Kubernetes و…) یا از سرویس ابری آنها استفاده نمایید. این ابزار کاملا اپنسورس است و جامعه کاربری فعالی در گیت هاب دارد. تا سال ۲۰۲۵، Windmill توسط بیش از ۳۰۰۰ سازمان استفاده میشود که رشد چشمگیر آن را نشان میدهد. برای شرکتهایی با نیروی برنامهنویس ماهر، Windmill آزادی اپنسورس را به ارمغان آورده و اجازه میدهد به گردشهای کار خود به عنوان کد نگاه کنید؛ این نکته، ادغام آن در گردشکارهای موجود و پایپلاینهای CI/CD را آسانتر میکند.
Activepieces
Activepieces یک ابزار اتوماسیون بدون کد و با اولویت هوش مصنوعی است. این ابزار به عنوان یک جایگزین متنباز برای Zapier ظهور کرده و با لایسنس MIT برای همه کاملا رایگان و آزاد است و میتواند به صورت شخصی روی سرورهای شما میزبانی شود. Activepieces بر توانمندسازی کسبوکارها برای خودکارسازی فرآیندها (مانند بازاریابی، فروش یا گردشکارهای منابع انسانی) با یک رابط کاربری ساده و مدرن تمرکز دارد و در عین در حال راهحلها را برای امنیت و کنترل هزینه در داخل سازمان نگه میدارد.
سهولت استفاده
رابط کاربری Activepieces برای هر کسی که از Zapier یا Make.com استفاده کرده باشد آشنا خواهد بود. کاربران با زنجیرهای کردن تریگرها و actionها در سراسر برنامهها میتوانند فلو ایجاد کنند. رابط کاربری آن تمیز و کاربرپسند است و نیازی به کدنویسی ندارد. این امر آن را برای افراد غیرمتخصص مناسبتر میکند؛ اگرچه توسعهدهندگان نیز به لطف سازگاری با API میتوانند به راحتی آن را گسترش دهند.
کانکتورها و قابلیت گسترش
Activepiece با مجموعهای متوسط از ۱۵ کانکتور برنامه (شامل سرویسهای محبوبی مانند Gmail، HubSpot، Stripe و…) راهاندازی شد و از آن زمان به سرعت در حال گسترش کتابخانه خود بوده است. تا سال ۲۰۲۵، این ابزار فهرست گستردهای از integrationها را ارائه میدهد و همچنین به جامعه کابران اجازه میدهد تا کانکتورهای جدید ساخته و با دیگران به به اشتراک بگذارند. نکته قابل توجه این است که هم پلتفرم و هم کانکتورها اپنسورس هستند، بنابراین سازمانها مجبور نیستند منتظر بمانند تا سازنده ابزار integration مورد نیاز را اضافه کند. آنها میتوانند خودشان آن را بسازند یا از تلاشهای جامعه کاربران استفاده کنند.
اتوماسیون با اولویت بر هوش مصنوعی
یکی از تفاوتهای Activepieces با رقبا تاکید آن بر هوش مصنوعی در گردشکارها است. این ابزار اجازه میدهد مراحلی مانند فراخوانی یک API پردازش زبان طبیعی یا هدایت دادهها به یک مدل یادگیری ماشین در گردشکارها گنجانده شوند. شرکتها از آن برای ادغام مدلهای زبانی بزرگ در فرآیندهای روزمره استفاده میکنند؛ به عنوان مثال، تبدیل خودکار PDFها به متن و خلاصهسازی آنها با هوش مصنوعی قبل از ارسال به تیم بررسی. این تمرکز بر هوش مصنوعی همسو با تلاش بسیاری از سازمانها برای استفاده هر چه بیشتر از AI است.
علت برجستگی
Activepieces برای مدیران IT که میخواهند واحدهای مختلف کسبوکار را با اتوماسیون توانمند سازند و در عین حال از هزینههای بالا و نگرانیهای حریم خصوصی دادههای ابزارهای ابری جلوگیری کنند، میتواند بهترین ابزار AI Automation باشد. به دلیل قابلیت میزبانی شخصی و رایگان بودن، میتوانید بدون پرداخت هزینه به کار خود مقیاس بدهید. این محصول نوپا است و هنوز به اندازه برخی از دیگر موارد این لیست امتحان نشده، اما به سرعت در حال تکامل است. برای بسیاری از کاربران، ترکیب رابط کاربری آسان و بدون کد، متن باز بودن و تواناییهای هوش مصنوعی آن را به گزینهای عالی تبدیل کرده است.
Node-RED
Node-RED یک ابزار باسابقه در فضای اتوماسیون است که اولین بار در سال ۲۰۱۳ توسط IBM منتشر شد و اکنون بخشی از بنیاد OpenJS است. این محصول یک ابزار توسعه مبتنی بر جریان فلو همراه با یک ویرایشگر بصری مبتنی بر مرورگر است که اغلب برای اینترنت اشیا و برنامههای مبتنی بر رویداد استفاده میشود. Node-RED به شما امکان میدهد تا دستگاهها، APIها و خدمات آنلاین را با استفاده از طیف گستردهای از نودهای پیشساخته به هم وصل کنید.
برنامهنویسی بصری
همه چیز در Node-RED از طریق یک رابط کاربر درگ اند دراپ انجام میشود. شما نودها (که نشاندهنده ورودیها، خروجیها، منطق و… هستند) را روی یک بوم قرار میدهید و آنها را به هم وصل میکنید تا جریان داده را طراحی کنید. برای علاقهمندان به رویکرد بصری، Node-RED میتواند بهترین ابزار AI Automation باشد. به عنوان مثال، میتوانید جریانی ایجاد کنید که توسط یک پیام MQTT از یک حسگر فعال شود، دادهها را پردازش کند و یک API را فراخوانی نماید؛ همه اینها به صورت بلوکهای متصل در ویرایشگر نشان داده میشوند.
ادغام و جامعه
Node-RED دارای یک کتابخانه عظیم با بیش از ۵۰۰۰ نود ارائه شده توسط جامعه کاربران است که integrationهایی از پروتکلهای سختافزاری گرفته تا خدمات ابری را شامل میشود. اگر نود رسمی برای یک سرویس وجود نداشته باشد، به احتمال زیاد کسی آن را قبلا ایجاد کرده یا خودتان میتوانید آن را بنویسید (Node-RED بر پایه Node.js ساخته شده است و نود از اساس ماژولهای جاوا اسکریپت هستند). این امکان گسترش باعث شده که Node-RED نه تنها برای پروژههای تفننی، بلکه در سازمانها برای integrationهای سریع گزینهای محبوب باشد.
استفاده سازمانی
Node-RED میتواند بهترین ابزار AI Automation برای اینترنت اشیا (مانند اتصال سنسورها، Raspberry Piها و تجهیزات صنعتی) باشد، اما در عین حال برای اتوماسیون سازمانی نیز به کار میرود؛ به ویژه در جایی که معماری مبتنی بر رویداد کلیدی است. به عنوان مثال، این ابزار میتواند به رویدادها گوش دهد (وبهوکها، پیامها، تریگرهای دستگاه) و پاسخها را در سراسر سیستمها به صورت آنی هماهنگ کند. این ابزار low-code است، اما اپنسورس و مبتنی بودن بر Node.js به توسعهدهندگان این امکان را میدهد که آن را با کد سفارشی تقویت کرده یا Node-RED را در برنامههای دیگر جاسازی کنند. این ابزار در اتوماسیون ساختمانهای هوشمند و تولید رایج است و شرکتهایی چون زیمنس و هیتاچی از Node-RED در پلتفرمهای IIoT خود استفاده کردهاند.
نکات مهم
Node-RED به صورت شخصی میزبانی میشود (در هر جایی که Node.js اجرا شود، کار میکند) و ردپای سبکی دارد. خود ابزار ویژگیهای سازمانی مهمی مانند مدیریت کاربر داخلی یا کنترل دسترسی مبتنی بر نقش در پروژه اصلی را به همراه ندارد و از این حیث نمیتوان به آن لقب بهترین ابزار AI Automation را داد. برخی سازمانها برای سناریوهای چند کاربره از پوستههای تجاری (مانند FlowFuse) روی آن استفاده میکنند. با این حال، پایداری و توسعه فعال آن در طول یک دهه اخیر، Node-RED را به یک ابزار «چسباننده» قابل اعتماد در استک شما تبدیل میکند. به ویژه اگر در یک محیط ناهمگن از دستگاهها، APIها و سرویسهایی کار میکنید که نیاز به ارتباط با یکدیگر دارند.
Make.com
Make.com (که قبلا Integromat نام داشت) حد وسط بین سادگی Zapier و پیچیدگیهای سطح سازمانی است. اگرچه این ابزار نیز مبتنی بر ابر است، اما قابلیتهای فنی عمیقتری ارائه میکند که برای سازمانهای به دنبال مقیاسدهی اتوماسیون جذاب است. این پلتفرم به ویژه برای تیمهایی که به منطق گردشکار پیچیدهتر بدون نیاز به توسعه سفارشی نیاز دارند، بسیار مناسب است؛ البته مانند هر پلتفرم ابری دیگری، سازمانها باید در نظر بگیرند که چگونه این ابزار در استراتژی زیرساخت گستردهتر آنها جای میگیرد.
برنامهنویسی بصری
ویژگی برجسته Make.com، رابط بصری کاربرپسند آن برای گردش کارهای پیچیده است. برخلاف ابزارهای سادهتر، این پلتفرم از شاخهبندی، حلقهها و تبدیلهای داده پیشرفته از طریق یک بوم شبیه به فلوچارت استفاده میکند. برای تیمهای فنی علاقهمند به نمونهسازی سریع و ایتریشن، Make.com شاید بهترین ابزار AI Automation باشد. اگرچه سازمانهایی که ورکلودهای حساس دارند، ممکن است راهحلهای زیرساخت-محور را برای استفاده در محیط پروداکشن ترجیح دهند.
عمق فنی
این پلتفرم قابلیتهای قدرتمندی در مدیریت خطا، توابع سفارشی و ادغام API ارائه میدهد که تیمهای فنی از آن استقبال میکنند. اگرچه کتابخانه کانکتورهای Make.com به اندازه Zapier بزرگ نیست، اما حدود ۱۰۰۰ integration آن معمولا کارایی عمیقتری به همراه میآورند. با این حال، سازمانها باید توجه داشته باشند که مانند اکثر ابزارهای اتوماسیون ابری، Make.com نمیتواند بدون تنظیمات اضافی، بهصورت مستقیم به سیستمهای داخلی دسترسی پیدا کند.
ملاحظات سازمانی
مدل قیمتگذاری Make.com مبتنی بر عملیات است و نه مبتنی بر کاربر، که میتواند برای تیمهای بزرگتر مقرون به صرفهتر باشد. با این حال، سازمانها باید این موضوع را در مقابل الزامات حاکمیت داده و نیاز به کنترل زیرساخت بسنجند. بسیاری از شرکتها راهحل را در استفاده از Make.com در کنار پلتفرمهای زیرساخت-محور که کنترل دسترسی یکپارچه و مدیریت داده را در سراسر ابزارهای هوش مصنوعی و اتوماسیون آنها فراهم میکنند، پیدا کردهاند.
Apache Airflow
Apache Airflow یک پلتفرم اپنسورس برای هماهنگسازی گردشکارهای پیچیده و پایپلاین داده است. این ابزار که در ابتدا توسط Airbnb توسعه یافت، به استاندارد رایج تیمهای مهندسی داده در سازمانهای بزرگ تبدیل شده است. ایرفلو در گردشکارهای برنامهنویسی شده و زمانبندی شده عملکردی عالی دارد؛ مثلا در کارهای روزانه ETL (استخراج، تبدیل، بارگذاری)، پردازش دستهای و پایپلاین یادگیری ماشین. این ویژگی آن را از ابزارهای ادغام برنامه مبتنی بر رویداد، مانند مواردی که پیشتر ذکر شد متمایز میکند.
Code as Workflow
ایرفلو از پایتون برای تعریف گردشهای کار به صورت DAG استفاده میکند. هر تسک در گردشکار یک تابع پایتون یا یک کار خارجی (مانند یک اسکریپت Bash، یک کار Hadoop و…) است و وابستگی بین وظایف کدنویسی میشود. این رویکرد کدنویسی حرفهای به این معنی است که برای یادگیری این ابزار احتیاج به زمان دارید، اما در عوض بیشترین انعطافپذیری ممکن را برای توسعهدهندگان فراهم میکند. به عنوان مثال، هماهنگسازی یک پایپلاین داده مارکتینگ ممکن است شامل نوشتن وظایف پایتون برای استخراج داده از یک API، بارگذاری آن در یک انبار داده، اجرای یک مدل یادگیری ماشین و سپس فعال کردن یک گزارش باشد. ایرفلو به شما امکان میدهد تمام این مراحل را در قالب کد و تحت ورژن-کنترل تعریف و زمانبندی کنید.
هماهنگسازی در سطح سازمانی
ایرفلو به عنوان یک موتور گردشکار، بسیار قدرتمند است. این ابزار دارای ویژگیهایی مانند منطق تلاش مجدد، SLA، مدیریت وابستگیها و یک رابط کاربری غنی برای مانیتورینگ است. رابط کاربری وب ایرفلو امکاناتی مانند نمودار DAG، نمودارهای گانتِ مدت زمان تسکها و گزارشهای دقیق برای اجرای هر تسک را ارائه میدهد. این قابلیتهای بصری برای سازمانها مناسب است؛ میتوانید ببینید چه کاری در چه زمانی اجرا شده، چه چیزی موفق یا ناموفق بوده و جزئیات مشکلات را بررسی کنید. ایرفلو همچنین قابل گسترش است؛ این ابزار با دهها عملگر/ادغام (برای پایگاههای داده، خدمات ابری و…) عرضه میشود و جامعه کاربران آن نیز موارد بیشتری را به اشتراک میگذارند. اگر نیاز به ادغام با یک سیستم خاص دارید، اغلب میتوانید یک افزونه ایرفلو برای آن پیدا کنید یا خودتان آن را بسازید.
استقرار و مقیاسپذیری
ایرفلو معمولا به صورت شخصی میزبانی میشود (یا از طریق سرویسهای مدیریت شده مانند AWS MWAA یا Google Cloud Composer). این ابزار به یک پایگاه داده پشتیبان و یک زمانبندیکننده نیاز دارد. شرکتهای بزرگ ایرفلو را با صدها یا هزاران گردشکار و دهها هزار وظیفه در روز اجرا میکنند. عملکرداین ابزار در مقیاس بالا ثابت شده است، اما این نکته را باید در نظر گرفت که نگهداری ایرفلو (اطمینان از در دسترس بودن زمانبندیکنندهها، تنظیم پایگاه داده فراداده و…) میتواند نیازمند وجود یک تیم DevOps باشد. ابزارهای جدیدتری مانند Prefect و Dagster با هدف سادهسازی این فرآیند وارد بازار شدهاند، اما ایرفلو به دلیل بلوغش همچنان جایگاه ویژهای در ذهن بسیاری از افراد دارد.
بهترین زمان برای استفاده
اگر از دیدگاه CTO یا CIO نگاه کنیم، ایرفلو تقریبا مترادف با اتوماسیون پایپلاین داده است. اگر طرحهای هوش مصنوعی و دادههای شما شامل حجم زیادی از انتقال دادههای دستهای یا گردشهای کار آموزش مدل است، احتمالا ایرفلو از قبل در استک شما قرار دارد یا در حال بررسی آن هستید. این ابزار برای اتوماسیون رویدادهای آنی کمتر مناسب است (Node-RED یا n8n برای آن بهتراند)، اما برای هر فرآیندی که میتواند به صورت دستهای زمانبندی یا تریگر شود، ایرفلو اطمینان بالا و جامعه کاربری بزرگ برای پشتیبانی به ارمغان میآورد. ایرفلو یک تکه کلیدی در پازل اتوماسیون سازمانی است که اغلب در پشت صحنه برای ارائه دادهها و بینشها به فرآیندهای تجاری مشغول به کار است.
Prefect
Prefect یک ابزار هماهنگسازی گردشکار اپن سورس است که در سال ۲۰۱۸ راهاندازی شده و خود را به عنوان «Airflow مدرن» معرفی میکند. این ابزار برای رفع برخی از نقاط ضعف ایرفلو طراحی شده و در عین حال یک مدل اجرای ترکیبی و انعطافپذیرتر را معرفی کرده است. Prefect به دلیل تمرکز بر سهولت استفاده و قابلیت مشاهده در بین تیمهای داده محبوبیت پیدا کرده است.
پایتونی و پویا
مانند ایرفلو، Prefect نیز به شما اجازه میدهد گردشهای کار (که فلو نامیده میشوند) را در کد پایتون تعریف کنید. با این حال، API آن پایتونیتر و کاربرپسندتر است. شما با افزودن Decorator به توابع پایتون آنها را به تسک تبدیل میکنید و اغلب میتوانید فلوها را به صورت درون خطی، بدون نیاز به کدهای اضافی و تکراری که Airflow نیاز دارد، بنویسید. این نکته کار را برای توسعهدهندگان تازهکار راحتتر میکند. Prefect بر گردشهای کار پویا تاکید دارد، به این معنی که فلوها میتوانند پارامتری شوند و حتی در حین اجرا تغییر کنند (مثلا بر اساس شرایط، وظایفی حذف یا اضافه شوند). انجام این موارد آن در ایرفلوی بِیس دشوارتر است. بدین ترتیب پریفکت از نظر راحتی استفاده برای تازهکارها شاید بهترین ابزار AI Automation باشد.
قابلیت مشاهده و اجرای ترکیبی
یکی از ویژگیهای برجسته Prefect، قابلیت مشاهده و رویکرد ابر ترکیبی آن است. فلوهای Prefect میتوانند در هر جایی (روی زیرساخت شما) اجرا شده و نتایج را جهت هماهنگسازی و نظارت به یک سرور یا سرویس ابری مرکزی گزارش دهند. Prefect یک رابط کاربری وب (یا سرویس ابری) فراهم میکند که جزئیات اجرای آنی، وضعیت تسک و گزارشها را نمایش میدهد؛ این قابلیت شبیه به رابط کاربری Airflow اما با ظاهری مدرنتر است. ویژگیهایی مانند تلاش مجدد خودکار تسک، ذخیرهسازی نتایج بین اجراها و اعلانهای شکست در این ابزار تعبیه شدهاند. یکی از ویژگیهای مثبت پریفکت که کارتان را آسانتر میکند، امکان توسعه و آزمایش محلی فلوها به صورت محلی است. سپس میتوانید این فلوها را از طریق داشبورد متمرکز Prefect با کمترین دردسر استقرار داده و نظارت نمایید.
مدل Open-Core در برابر ابزار کامل
Prefect از یک مدل هسته باز پیروی میکند. موتور اصلی (Prefect 2.x که Prefect Orion نیز نامیده میشود) اپنسورس و مملو از ویژگیهای مختلف است. این شرکت سرویس Prefect Cloud را با ویژگیهای سازمانی اضافی و میزبانی ارائه میدهد. شایان ذکر است که برخی ویژگیهای پیشرفته (مانند قابلیتهای خاص رابط کاربری یا integrationها) ممکن است به دلیل سیاستهای درآمدزایی سازنده، پشت مانع اشتراک ابری قرار گرفته باشند. با این حال، برای بسیاری از سناریوها، نسخه اپنسورس کافی است و از نیاز به برخی تنظیمات سنگین جلوگیری میکند؛ برخلاف Airflow، برای شروع نیازی به پایگاه داده یا Message Broker جداگانه نیست.
کاربری سازمانی
Prefect در میان شرکتهای فهرست Fortune 100 برای هماهنگسازی گردشکارهای علم داده و ETL محبوب است. رهبران تیمهای فنی اغلب زمانی Prefect را در نظر میگیرند که میخواهند قدرت هماهنگسازی مشابه ایرفلو را بدون پیچیدگیهای عملیاتی آن در اختیار داشته باشند. همچنین اگر به دنبال یک API دولوپرپسندتر هستید، این ابزار گزینه مناسبی است و مهندسان داده شما میتوانند خیلی سریعتر با Prefect آشنا میشوند. Prefect میتواند کارهایی فراتر از تسکهای داده را هماهنگ کند. به عنوان مثال، میتواند یک دنباله از فراخوانیهای API را مدیریت کرده یا حتی به عنوان یک جایگزین سبک برای Cron عمل کند. نقطه قوت اصلی پریفکت در حوزه پایپلاین داده/هوش مصنوعی است. با حرکت روبهجلوی اتوماسیون در شرکتها به سمت عملیات یادگیری ماشین، ابزارهایی مانند Prefect به گزینههایی مناسب برای مدیریت آموزش، بازآموزی و نظارت بر مدلها به روشی قابل بازتولید تبدیل شدهاند.
Workato
Workato یک پلتفرم پیشرو در زمینه ادغام و اتوماسیون است که اغلب در استکهای سازمانی پیدا میشود. این یک ابزار اختصاصی و مبتنی بر ابر است (متنباز نیست) اما به دلیل قابلیتهای قدرتمند و ویژگیهای سازمانی خود شناخته شده است. Workato را میتوان به عنوان یک Zapier در سطح سازمانی تصور کرد که توانایی مدیریت گردشکارهای پیچیدهتر، ادغام برنامههای سازمانی و حتی برخی وظایف RPA را در یک پلتفرم واحد دارد.
پیشرو در ادغام سازمانی
Workato در حوزه پلتفرم iPaaS یک رهبر محسوب میشود. این ابزار هزاران کانکتور آماده و «Recipe» (قالبهای گردشکار پیشساخته) را برای ادغام سیستمهای سازمانی مهم مانند Salesforce، SAP، Oracle، Workday، ServiceNow و… ارائه میدهد. این کتابخانه گسترده به سازمانها اجازه میدهد که اتوماسیون را هم در برنامههای ابری مدرن و هم در سیستمهای قدیمی اجرا کنند. Workato همچنین ایجنتهای درمحل را برای اتصال امن به پایگاههای داده یا برنامههای پشت فایروال شما ارائه میکند که برای محیطهای ترکیبی نکتهای مهم است.
رابط کاربری low-code و کاربرپسند برای کسبوکار
یکی از اهداف Workato توانمندسازی تحلیلگران تجاری و تیمهای عملیات برای ساخت اتوماسیونها بدون اتکای دائمی به توسعهدهندگان است. ویرایشگر Recipeهای آن یک رابط low-code است مبتنی بر درگ اند دراپ است، اما در صورت نیاز فرمولها و منطق پیشرفته نیز در دسترس هستند. کاربران میتوانند شاخههای شرطی، حلقهها و مدیریت خطا را آسانتر از Zapier در آن بگنجانند. Workato حتی اجازه جاسازی کد سفارشی (مانند جاوا اسکریپت برای تبدیل داده) را در داخل Recipeها میدهد، اگرچه بیشتر کارها را میتوان با ابزارهای بصری آن انجام داد. این تعادل بین آسانی و عملکرد از دلایلی است که بسیاری از مدیران ارشد فناوری اطلاعات Workato را برای برنامههای اتوماسیون در سطح سازمان انتخاب میکنند.
قابلیتهای پیشرفته
Workato در حال گسترش به حوزههایی مانند گردش کارهای مبتنی بر چتبات (مانند رباتهای Slack یا Teams که اتوماسیونها را تریگر میکنند)، اتوماسیون پایپلاین داده و RPA بوده است. این ابزار میتواند تسکِ روی برنامههایی که API ندارند را هم با هدایت رابطهای کاربری آنها اتوماسیون کند. همه این موارد در یک پلتفرم واحد در دسترس هستند. این ابزار همچنین از تریگرهای آنی گردشکار برخوردار است و میتواند توان عملیاتی نسبتا بالا را مدیریت کند. در عمل، سازمانها از Workato برای مواردی مانند اتوماسیون خدمات فناوری اطلاعات (ادغام سیستمهای تیکتینگ، نظارت و ارتباطات)، اتوماسیون مالی (همگامسازی فاکتورها بین سیستمها، تاییدیهها) و پشتیبانی مشتری (پیوند دادن CRM، چت و جریانهای داده ERP) استفاده میکنند.
حاکمیت و عملیات
از زاویه دید رهبری تیم فنی، Workato از برخی ویژگیهای حاکمیتی که شرکتها شدیدا به آن نیازمند هستند برخوردار است؛ مواردی چون کنترل دسترسی مبتنی بر نقش، ورژنبندی گردش کارها، گزارشهای حسابرسی، گواهیهای انطباق و… . پلتفرم ابری آن برای بارهای کاری بزرگ مناسب است و سازنده ابزار پشتیبانی خوبی را فراهم میکند که این یک وجه تمایز از راهحلهای اپنسورس است. از آن سو باید با هزینه و وابستگی به سازنده ابزار دست و پنجه نرم کنید. Workato یک ابزار پولی است و نیاز به اشتراکی دارد که هزینهاش با افزایش میزان استفاده شما بالا میرود. از آنجایی که این ابزار یک SaaS کلوزدسورس است، به سازنده آن وابسته خواهید بود.
جمع بندی
اتوماسیون گردشکار به ابزاری حیاتی برای سازمانها تبدیل شده است که به کمک آن میتوانند فرآیندهای دستی را بهطور خودکار انجام دهند و از خطاها، هدر رفت زمان و افزایش کارایی جلوگیری کنند. با این وجود انتخاب بهترین ابزار AI Automation از میان گزینههای قدرتمند موجود در این حوزه کمی دشوار است. با در نظر گرفتن ویژگیها و نحوه کارکرد هر ابزار، نیاز و سیاستهای سازمان و بودجه، خواهید توانست گزینه مناسب را انتخاب کنید.











