طراحی دیتاسنتر یکی از مباحث حیاتی در دنیای فناوری اطلاعات است که اهمیت آن در ایجاد زیرساختهای کارآمد و پایدار برای نگهداری و مدیریت دادهها هر روز بیشتر از پیش مشهود میشود. در این مقاله به بررسی اصول و مراحل طراحی دیتاسنتر، از جمله انتخاب مکان، طراحی معماری شبکه، و نیازمندیهای فنی میپردازیم. طراحی مرکز داده باید به گونهای باشد که علاوه بر پایداری بالا، امنیت و مقیاسپذیری را نیز در نظر بگیرد. در طراحی دیتاسنتر، توجه به تجهیزات شبکه و انتخاب مناسب سرورها و سیستمهای ذخیرهسازی از اهمیت ویژهای برخوردار است. همچنین، پیادهسازی استانداردهای دیتاسنتر از جمله الزامات اصلی برای اطمینان از عملکرد بهینه و کمنقص سیستمها میباشد. در ادامه، به بررسی اصول طراحی مرکز داده و نکات مهم در انتخاب تجهیزات مختلف میپردازیم.
چگونه یک دیتاسنتر طراحی و ساخته میشود؟
برای شروع طراحی یک دیتاسنتر، ابتدا باید نیازهای خاص کسبوکار یا سازمان مورد نظر تحلیل شود. این نیازها شامل حجم دادهها، نوع خدمات، و تعداد کاربران ممکن است متفاوت باشد. طراحی مرکز داده باید به گونهای باشد که تمامی این نیازها را پوشش دهد و در عین حال قابلیت ارتقاء و توسعه آینده را نیز در نظر بگیرد.
طراحی مرکز داده نامناسب میتواند منجر به هزینههای بالاتر انرژی، مشکلات کولینگ، قطع سرویس، اشغال فضای اضافی و کاهش عمر تجهیزات شود. به همین دلیل، در هر پروژه طراحی دیتاسنتر باید از ابتدا با دید کلان به معماری دستگاهها، مسیر کابل کشی شبکه، سیستم برق، سیستم کولینگ دیتاسنتر و الزامات امنیتی توجه شود.
مراحل طراحی مرکز داده
طراحی مرکز داده یک فرایند پیچیده و چندمرحلهای است که نیاز به برنامهریزی دقیق و هماهنگی بین فازهای مختلف دارد. این مراحل بهطور کلی شامل موارد زیر هستند:
1. مطالعه امکانسنجی و انتخاب لوکیشن
در این مرحله، مکان مناسب برای ساخت مرکز داده انتخاب میشود. این فرایند شامل ارزیابی موقعیت جغرافیایی و تحلیل موارد مختلفی مانند شرایط طبیعی و دسترسی به منابع است.
-
تحلیل موقعیت جغرافیایی: تحلیل خطرات طبیعی مانند زلزله، سیلاب و دما برای اطمینان از ایمنی مرکز داده.
-
دسترسی به برق پایدار: ارزیابی دسترسی به منابع برق قابل اعتماد و سیستمهای پشتیبانی برای تأمین برق در مواقع بحران.
-
خطوط ارتباطی و زیرساخت شبکه: بررسی دسترسی به شبکههای ارتباطی و زیرساختهای اینترنتی برای تضمین سرعت و کارایی اتصال.
-
فاصله از مراکز شهری: انتخاب مکانی که به اندازه کافی از مراکز شهری دور باشد تا هزینههای زمین کاهش یابد.
-
قابلیت توسعه در آینده: اطمینان از اینکه سایت انتخابی قابلیت توسعه و گسترش در آینده را داشته باشد.
2. طراحی مفهومی و معماری فیزیکی
در این فاز، طرح کلی مرکز داده از نظر معماری و چیدمان فضا طراحی میشود.
-
تعیین حجم بار برق و توان موردنیاز: محاسبه دقیق مصرف برق مورد نیاز برای تجهیزات سرور و سیستمها.
-
چیدمان رکها و مسیرهای کابل: تعیین نحوه قرارگیری رکها و مسیرهای کابل بهطور مؤثر برای بهینهسازی فضای داخلی.
-
تقسیم فضای گرم و سرد: طراحی بخشهای مختلف مرکز داده بهگونهای که هوای گرم و سرد از یکدیگر جدا شوند (راهروهای سرد و گرم).
-
طراحی مسیرهای سرویسدهی اضطراری: پیشبینی مسیرهایی برای نگهداری تجهیزات و خدمات اضطراری بهمنظور حفظ عملکرد در شرایط بحران.
3. زیرساخت برق و پشتیبانگیری
در این مرحله، زیرساختهای برقی و سیستمهای پشتیبانی انرژی برای مقابله با قطعیها و بحرانها طراحی میشوند.
-
انتخاب منابع برق اولیه و ژنراتورهای پشتیبان: شناسایی منابع اصلی برق و سیستمهای ژنراتور برای تأمین برق در مواقع اضطراری.
-
استفاده از UPS با مسیریابی افزونه: استفاده از سیستمهای تأمین برق UPS با قابلیت افزونگی برای اطمینان از تداوم عملیات.
-
توزیع برق داخل رکها با PDU: طراحی سیستمهای توزیع برق داخل رکها برای مدیریت بهینه انرژی.
-
استفاده از تجهیزات برق مقاوم و سیستمهای مانیتورینگ: انتخاب تجهیزات برقی با کیفیت و سیستمهای نظارتی برای رصد وضعیت برق.
4. سیستم کولینگ و مدیریت هوای داخلی
طراحی سیستمهای خنککننده برای مدیریت دمای اتاق سرور و مرکز داده و جلوگیری از آسیب به تجهیزات از اهمیت بالایی برخوردار است.
-
انتخاب نوع خنکسازی: انتخاب نوع سیستمهای خنککننده مانند هوای فشرده، مایع یا Liquid cooling یا هیبریدی برای بهینهسازی عملکرد.
-
طراحی مسیر هوای سرد / هوای گرم: طراحی مسیرهای اختصاصی برای هوای سرد و گرم برای جلوگیری از اختلال و حفظ عملکرد سیستمهای خنککننده.
-
استفاده از تکنیکهای Containment و زیرکف کاذب: استفاده از تکنیکهای پیشرفته مانند containment برای جداسازی هوا و جلوگیری از اختلاط.
-
استفاده از راهنماهای ASHRAE در دما و رطوبت مناسب: رعایت استاندارد ASHRAE برای حفظ دما و رطوبت مناسب در مرکز داده.
5. شبکه و اتصالپذیری
طراحی شبکه و ارتباطات مرکز داده برای تضمین کارایی بالا و دسترسی پایدار به منابع شبکه ضروری است.
-
طراحی توپولوژی شبکه: انتخاب توپولوژی شبکه مناسب برای اطمینان از مقیاسپذیری و عملکرد بهینه.
-
کابلکشی ساختاریافته و رعایت استانداردها: پیادهسازی کابلکشی بهصورت ساختاریافته و مطابق با استانداردهای بینالمللی.
-
ایجاد مسیرهای ریداندنسی شبکه: طراحی شبکه با مسیرهای افزونگی برای جلوگیری از اختلالات در صورت بروز خرابی.
-
تجهیز به سوئیچها، روترها، فایروالها و تجهیزات شبکه: استفاده از تجهیزات شبکه قدرتمند برای مدیریت ترافیک و امنیت.
6. امنیت، کنترل دسترسی و مانیتورینگ
امنیت دادهها و تجهیزات در مرکز داده یکی از مسائل حیاتی است که باید بهطور جدی مدنظر قرار گیرد.
-
کنترل دسترسی فیزیکی: استفاده از سیستمهای کنترل دسترسی پیشرفته مانند کارتهای دسترسی، بیومتریک و دوربینهای نظارتی برای جلوگیری از دسترسی غیرمجاز.
-
طراحی فضاهای امن برای تجهیزات حیاتی: ایجاد فضاهای امن و جداگانه برای نگهداری تجهیزات حساس و حیاتی.
-
سیستمهای مانیتورینگ محیطی: استفاده از سیستمهای مانیتورینگ برای رصد وضعیت محیطی، از جمله دما، رطوبت و جریان هوا در مرکز داده.
7. پشتیبانگیری، افزونگی و تحمل خطا
طراحی سیستمهای افزونگی برای اطمینان از تداوم عملیات و کاهش احتمال توقف به دلیل خرابیها.
-
طراحی Redundancy در برق، کولینگ و شبکه: ایجاد سیستمهای افزونگی در برق، خنککننده و شبکه برای جلوگیری از قطعی.
-
استفاده از مفاهیم Tier: پیادهسازی مفاهیم Tier از موسسه Uptime (Tier I تا Tier IV) برای تعیین سطح تحمل خطا و افزونگی در مرکز داده.
8. امکان نگهداری بدون قطعی
طراحی مرکز داده بهگونهای که امکان نگهداری عملیات بدون قطعی فراهم شود. این بخش شامل استراتژیهایی برای اطمینان از حفظ عملکرد بدون توقف است.
9. راهاندازی، تست و تحویل نهایی
در این فاز، پس از اتمام ساخت و پیادهسازی، عملکرد سیستمها مورد آزمایش قرار میگیرد.
-
تست بار: آزمایش مرکز داده تحت بارهای مختلف برای ارزیابی عملکرد.
-
تست خنکسازی: بررسی کارایی سیستمهای خنککننده در دماهای مختلف.
-
تست افزونگی: ارزیابی عملکرد سیستمهای افزونگی در شرایط بحرانی.
-
پایش عملکرد اولیه: رصد و تحلیل عملکرد اولیه سیستمها بعد از راهاندازی.
-
تحویل و راهدهی: تحویل نهایی مرکز داده و آغاز بهرهبرداری عملیاتی.
این مراحل طراحی مرکز داده بهطور سیستماتیک و دقیق انجام میشود تا اطمینان حاصل شود که مرکز داده از نظر امنیتی، عملکردی و عملیاتی بهطور کامل آماده است.
استانداردهای مهم در طراحی دیتاسنتر
در طراحی و ساخت دیتاسنترها، رعایت استانداردهای دیتاسنتر از اهمیت بالایی برخوردار است. این استانداردها به اطمینان از عملکرد صحیح، قابلیت اطمینان، و پایداری سیستمها کمک میکنند. برخی از مهمترین استانداردهای طراحی و زیرساخت دیتاسنتر عبارتند از:
-
استاندارد Uptime Institute Tier: استاندارد Uptime Institute Tier بر طراحی، ساخت و راهاندازی دیتاسنتر تمرکز دارد و برای تعیین تابآوری و قابلیت اطمینان تأسیسات، از چهار سطح افزونگی و پایداری استفاده میکند. این استاندارد کمک میکند تا اطمینان حاصل شود که مراکز داده قادر به ارائه خدمات مستمر و پایدار هستند.
-
ANSI/TIA 942-B: این استاندارد شامل برنامهریزی، طراحی، ساخت و راهاندازی اجزای ساختمان، حفاظت در برابر آتش، IT و نگهداری است. ANSI/TIA 942-B همچنین از چهار سطح ارزیابی قابلیت اطمینان استفاده میکند که توسط متخصصان دارای گواهی BICSI پیادهسازی میشود. این استاندارد بهویژه در حوزه زیرساختهای شبکه و ارتباطات اهمیت دارد.
-
سری EN 50600: این سری از استانداردها بیشتر بر طراحی کابلهای IT و شبکه تمرکز دارد و اصول افزونگی و قابلیت اطمینان زیرساختها را به طور غیررسمی بر اساس استاندارد Tier Uptime Institute تنظیم میکند. این استاندارد به ایجاد زیرساختهایی با قابلیت اطمینان بالا برای دیتاسنترها کمک میکند.
-
ANSI/BICSI 002-2019: این سند با عنوان “بهترین شیوهها در طراحی و پیادهسازی دیتاسنتر” به مباحثی چون سیستمهای دفع حرارت و کولینگ، استفاده از فناوریهای باتری لیتیوم-یونی، برنامهریزی برای کولوکیشن و پشتیبانی از ابتکارات پروژه Open Compute پرداخته است. این استاندارد به راهکارهای بهینه برای مدیریت سیستمهای دیتاسنتر میپردازد.
-
ASHRAE: راهنمای ASHRAE که بهطور خاص برای IT یا دیتاسنترها طراحی نشده، به مسائل مرتبط با طراحی و پیادهسازی سیستمهای گرمایش، تهویه، تهویه مطبوع، یخچال و سایر سیستمهای مرتبط میپردازد. این راهنما به مدیران دیتاسنترها کمک میکند تا شرایط دمایی و رطوبتی مناسب برای تجهیزات IT را فراهم کنند.
استانداردهای قانونی و عملیاتی
علاوه بر استانداردهای فنی، استانداردهای قانونی و عملیاتی نیز برای طراحی و مدیریت دیتاسنترها ضروری هستند. برخی از این استانداردها عبارتند از:
-
HIPAA: استانداردهای حفاظت از دادههای بهداشتی.
-
GDPR: قوانین حفاظت از دادهها در اتحادیه اروپا.
-
قانون sarbanes–oxley act: استانداردهای مربوط به حسابرسی و گزارشگیری مالی.
-
SAS 70 نوع I یا II: استانداردهای ارزیابی کنترلهای داخلی.
-
قانون Gramm-Leach-Bliley: قانون مربوط به امنیت اطلاعات مالی.
استانداردهای عملیاتی
این استانداردها شامل موارد زیر هستند:
-
ISO 9000: استانداردهای مدیریت کیفیت.
-
ISO 14000: استانداردهای مدیریت محیط زیست.
-
ISO 27001: استانداردهای مدیریت امنیت اطلاعات.
-
استاندارد امنیت دادههای صنعت کارت پرداخت: استانداردهای امنیتی برای کارتهای پرداخت.
-
EN 50600-2-6: استانداردهایی برای مدیریت و اطلاعات عملیاتی دیتاسنترها.
اگرچه استانداردهای قانونی و عملیاتی بهطور مستقیم با طراحی دیتاسنتر مرتبط نیستند، پیروی از این استانداردها میتواند اطمینان حاصل کند که طراحی دیتاسنتر با الزامات قانونی کسبوکار مطابقت دارد. علاوه بر این، رعایت بهترین شیوهها برای تأمین دسترسی به تأسیسات، مدیریت بارهای کاری، حاکمیت کسبوکار و تضمین تداوم فعالیتها نیز باید در نظر گرفته شود.
جمع بندی
دیتاسنترها به عنوان مراکز حیاتی برای ذخیرهسازی دادهها و پشتیبانی از عملیات کسبوکارها در دنیای دیجیتال امروزی نقش بسیار مهمی دارند. طراحی و ساخت یک دیتاسنتر کار پیچیدهای است که باید نیازهای فنی، امنیتی، و عملیاتی را بهطور مؤثر در نظر بگیرد تا زیرساختهای آن برای دههها بهطور مؤثر از کسبوکارها پشتیبانی کند. در این راستا، به نکات کلیدی همچون تأمین برق مستمر، سیستمهای سرمایش کارآمد، اتصال سریع به شرکا و امنیت فیزیکی و سایبری توجه ویژهای باید شود.








